یک پنجره
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه های چاهی
در انتهای خود به قلب زمین می رسد.
و باز می شود؛
بسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
سرشار می کند,
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد.
یک پنجره برای من کافیست...
نظرات شما عزیزان:
جیمبو 

ساعت0:03---18 بهمن 1391
دوست دارم دستم به اونی که دوستش دارم برسه و بگیرمش کلی کتکش بزنم
و یهو وسط کتک...
بزنم زیر گریه و بگم : آخه دیوونه...
دلم واست تنگ میشه...
اینقدر از من دور نباااش خب؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
و یهو وسط کتک...
بزنم زیر گریه و بگم : آخه دیوونه...
دلم واست تنگ میشه...
اینقدر از من دور نباااش خب؟؟؟؟؟؟!!!!!!!